بعد از یه غیبت طولانی .......
سلام به تنها بهانه زندگیم
بعد از یه غیبت شش ماهه برگشتم تا دوباره درباره ی عزیزترینم بنویسم.
تو این مدت محمد متین خیلی کارا یادگرفته.میتونه غلط بزنه و صدا در بیاره و....
وقتی میخنده دنیا رو بهم میدن.عزیز خاله 6 ماهه شده با تاخیر تبریک میگم(بهت تبریک گفتم ولی منظورم تبریک وبلاگیه)![]()
فقط 5روز دیگه به شب یلدا مونده پارسال شما در کنار ما به این شکل نبودید و تو شکمم مامان زهرا بودید پارسال شب یلدا برات با خاله فاطمه و مامانی و بابایی جوراب راه راه توسی و سفید گرفتیم
اون شب تمام راه اون جورابرو از کیسه در میاوردیم نگاش میکردیمو قربون صدقش میرفتیم....![]()
هر ماه بهت یه کادو میدم که عکسشو بعدا میزارم
کادوی شش ماهگیت را هنوز بهت ندادم ..الان خونمونی قربونت برم![]()
چندروز دیگه امتحانات ترم اول شروع میشه و میامو وبلاگت اپ میکنم.![]()
بی نهایت دوستت دارم
فعلا بای
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بعد از یه غیبت طولانی .......
