تا عید چیزی نمونده...
سلام به نفس خاله!
قرار شد شنبه بریم و موهامو کوتاه کنم ولی امروز دوشنبه است و من حتی ١ سانتی متر هم از موهام کوتاه نشده!
تا٢و٣ساعت دیگه میریم آرایشگاه و موهامو کوتاه میکنم.
امروز مامان زهرا رفت آرایشگاه مونا و کارهایش و انجام داد و الانم مامانی و خاله الهه رفتند چادر بگیرن و بعدش هم با مامان زهرا برن چادر و شلوارشون رو کوتاه بکنن.
من و خاله فاطمه تو خونه تنها هستیم!
فقط ١روز دیگر به عید مونده و ما هم فک کنم فردا بریم بیرون و ادامه خریدامون رو بکنیم!!
دیروز خونه تکونی تقریبا تموم شد و خاله فاطمه و مامانی تو تمیز کردن اتاق من و فاطمه خیلی کمک کرن دستشون درد نکنه و خسته نباشن!
امروز مامانی رفت و بلیط بندرعباس و قشم را گرفت و مامان زهرا و شما و بابا مهدی عید به مشهد میرید .خوش بگذره.
همین الان خاله الهه و مامان زهرا و مامانی اومدند!!!
(٤:٥٧)
دوستت دارم
بای


تا عید چیزی نمونده...
